تبليغاتX
ولا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون شهدای مقدس نقنه

    

شهدای نقنه

 

گالری عکس های شهدای نقنه

   | 

شهید محمد علی دورقی : فقط و فقط بر او توکل کنید که خداوند متعال است که می تواند بزرگترین مشکلات بندگان را آسان کند .

شهید محمد ابراهیم همت : ما در راه خدا مبارزه می کنیم و مبارزه ما شکست ندارد مرحلی آخر این راه شهادت است که خود بزرگترین پیروزی است .

استاد شهید مطهری : عالم و مربی و صنعتگر و فیلسوف مدیون شهدایند و شهدا مدیون کسی نیستند .

  

رسول خدا (ص) می فرمایند:

۱- اولین قطره ی خونی که از بدن شهید چکه می کند تمامی گناهان او بخشیده

 می شود .

 

۲- همسر بهشتیش سرش را به دامن میگیرد و غبار از چهره اش پاک می کند و

 به او می گوید آفرین بر تو باد .

 

 

۳- از لباسهای بهشتی می پوشد که نمونه آنرا در دنیا نمی شناسیم .

 

۴- خزانه داران بهشت در استقبال او با عطر و بوهای خوش با یکدیگر مسابقه

 میگذارند تا از دست کدام یک گلهای بهشتی را بگیرند .

 

 

۵- خانه و منزل خود را در بهشت می بیند .

 

۶- به روح پاکش می گویند زودتر در هر جای بهشت که میخواهی منزل کن .

 

۷- به چهره عظمت حق نگاه می کند و آن برای پیامبر و شهید سبب آرامش است .

 

باز هم از پیامبر  :

سه گروه شافع روز قیامتند انبیا ؛ علما و شهدا و در دروایت دیگر پیامبر می فرماید

هر شهید می تواند هفتاد تن از نزدیکانش را شفاعت کند

  

نوع فهم دكتر شريعتى از مفهوم عالى شهيد، برداشتى خالص، عميق و ناب از فرهنگ اصيل اسلامى است. وى در تعريف كلمه «شهيد» مى‏گويد:
"شهيد در لغت، به معناى حاضر، ناظر، به معناى گواه و گواهى دهنده و خبر دهنده راستين و امين و هم چنين به معنى آگاه و نيز به معنى محسوس و مشهود، كسى كه همه چشم‏ها به او است و بالاخره به معنى نمونه، الگو و سرمشق است.
«شهيد» زنده، جاويد، حماسه ساز، عارف، آگاه، انتخاب‏گر و روزى خوار نعم الهى است و اين اصيل‏ترين دريافت از متون و فرهنگ اسلامى به شمار مى‏رود، چنانچه قرآن كريم نيز بدان اشاره مى‏كند. دكتر شريعتى در جاى ديگر مى‏نويسد:
"شهيد، قلب تاريخ است؛ هم چنان كه قلب به رگ هاى خشك اندام، خون، حيات و زندگى مى‏دهد، جامعه‏اى كه رو به مردن مى‏رود، جامعه‏اى كه فرزندانش ايمان خويش را به خويش، از دست داده‏اند و جامعه‏اى كه به مرگ تدريجى گرفتار است، جامعه‏اى كه تسليم را تمكين كرده است، جامعه‏اى كه احساس مسئوليت را از ياد برده است و جامعه‏اى كه اعتقاد به انسان بودن را در خود باخته است و تاريخى كه از حيات و جنبش و حركت و زايش بازمانده است؛ شهيد همچون قلبى، به اندام‏هاى خشك مرده بى‏رمق اين جامعه، خون خويش را مى‏رساند و بزرگترين معجزه شهادتش اين است كه به يك نسل، ايمان جديد به خويشتن را مى‏بخشد. شهيد حاضر است و هميشه جاويد؛ كى غائب است؟"
بخش فوق بيشتر رويكردى كربلايى دارد، بدين معنا كه دكتر با نگاه به شهيدان كربلا و فضاى حاكم بر آن، به وصف شهيد پرداخته است و الا هميشه اينگونه نيست كه در جامعه‏اى منحط و رو به عقب، سيماى تابناك شهيد رخ نمايد. شهداى جهادهاى نبى ‏اكرم ‏صلى الله عليه و آله و امام على‏عليه السلام شاهد اين ادعاست.
  

شهادت، بُرنده‏ترين سلاحى است كه هيچ دشمنى را ياراى مقاومت در برابر آن نيست، مرحوم شريعتى در اين باره بحث‏هاى مبسوطى دارد كه براى رعايت اختصار، به گزيده‏هايى از آن اشاره مى‏كنيم.
"يكى از بهترين و حيات بخش‏ترين سرمايه‏هايى كه در تاريخ تشيع وجود دارد، شهادت است."
"در فرهنگ ما شهادت، مرگى نيست كه دشمن ما بر مجاهد تحميل كند. شهادت مرگ دلخواهى است كه مجاهد با همه آگاهى و همه منطق و شعور و بيدارى و بينايى خويش، خود انتخاب مى‏كند!... شهادت، در يك كلمه - بر خلاف تاريخ‏هاى ديگر كه حادثه‏اى است و درگيرى است و مرگ تحميل شده بر قهرمان است و تراژدى است - در فرهنگ ما، يك درجه است، وسيله نيست؛ خود هدف است، اصالت است؛ خود يك تكامل، يك علو است؛ خود يك مسئوليت بزرگ است؛ خود يك راه نيم ‏بُر به طرف صعود به قله معراج بشريت است و يك فرهنگ است.
امروز اين سخنان با پشتوانه سرمايه عظيم انقلاب، جنگ تحميلى و انديشه‏هاى ناب حضرت امام ‏قدس سره براى نسل جديد، عادى و جا افتاده شده است؛ ليكن در اواخر سال 50 كه اين سخنرانى‏ها ايراد شده، فضاى فكرى جامعه دست خوش تحولات اساسى بود و لزوم ارائه مفاهيم «حماسى اسلامى» به زبان روز و متناسب با زمان، به شدت احساس مى‏شد.
علاوه بر اين، خفقان و امنيت پليسى حاكم بر آن دوره تاريخى، بيانگر شهامت و شجاعت سخنران است؛ به طورى كه بعد از سخنرانى «پس از شهادت» در مسجد جامع نارمك، حاضران تظاهرات با شكوهى برپا كردند.

مرحوم شريعتى شهادت را به دو بخش حمزه‏اى و حسينى تقسيم مى‏كند. شهيد مطهرى نيز از منظرى ديگر، بدان مى‏پردازد؛ وى در اين مورد مى‏نويسد: "جناب حمزه، سيدالشهداى زمان خودش است و امام حسين‏عليه السلام سيدالشهداى همه زمان‏ها است."
دكتر شريعتى در اين باره مى‏گويد: "ما دو نوع شهيد داريم؛ سمبل يكى حمزه سيدالشهداء، و سمبل ديگرى امام حسين‏عليه السلام است."
براى روشن شدن تقسيم بندى فوق، مستقلاً به هر كدام مى‏پردازيم.
 

شهادت حمزه‏اى‏
«حمزه يك قهرمان مجاهد است كه براى پيروزى و شكستن دشمن رفته، شكست خورده و كشته و شهيد شده است... حمزه و ساير مجاهدان براى پيروزى آمده بودند - البته با احتمال اين كه اگر هم مرگ شده، شد - و هدفشان پيروزى و شكستن دشمن بود... بنابراين شهيد حمزه‏اى و شهادت حمزه‏اى، عبارت است از مردى و كشته شدن مردى كه آهنگ كشتن دشمن كرده است."
دكتر شريعتى شهداى حمزه‏اى را مجاهدانى مى‏داند كه نه براى شهيد شدن، كه كشتن و شكست دادن دشمن به ميدان جهاد شتافته‏اند و شهادت، آنها را انتخاب كرده و روزى آنها شده است. به عبارتى وظيفه اوليه اسلامى شهداى حمزه‏اى، شكست دشمن و حفظ اردوگاه اسلام است، ليكن قضاى الهى بر سرنوشت ايشان، شهادت نوشته است. بنابراين، شهيد حمزه‏اى آرزومند شهادت است ولى در پى آن نمى‏باشد؛ چرا كه وظيفه اوليه خود را شكست دادن دشمن مى‏داند. و در صورت لزوم، از شهادت استقبال مى‏كند.
 
شهادت حسينى‏عليه السلام‏
"شهادت حسينى كشته شدن مردى است كه خود براى كشته شدن خويش قيام كرده است... امام حسين‏عليه السلام از مقوله ديگرى است؛ او نيامده است كه دشمن را با زور شمشير بشكند و خود پيروز شود، و بعد موفق نشده و يا در يك تصادف يا ترور توسط وحشى، كشته شده باشد. اين‏ طور نيست، او در حالى كه مى‏توانسته است در خانه‏اش بنشيند و زنده بماند، به پا خاسته و آگاهانه به استقبال مردن شتافته و در آن لحظه، مرگ و نفى خويشتن را انتخاب كرده است... امام حسين‏عليه السلام يك شهيد است كه حتى پيش از كشته شدن خويش به شهادت رسيده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خويش، از آن لحظه كه به دعوت وليد - حاكم مدينه - كه از او بيعت مطالبه مى‏كرد، «نه» گفت، اين، «نه» طرد و نفى چيزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسين شهيد است."
سمبل شهادت حسينى در اين تعريف، تنها سلاح پيروز است. البته شهادت حسينى شرايط ويژه خود را مى‏طلبد. وقتى ظلم، انحطاط و انحراف همه گير مى‏شود و ارزش‏هاى والاى اسلامى مسخ مى‏گردد و موعظه‏ها بر گوش‏هاى سنگين كارگر نمى‏افتد؛ حسين با همه دانايى به عدم توانايى خود در پيروزى ظاهرى بر دشمن، علناً به پيشواز مرگ مى‏رود و با انتخاب شهادت، بزرگترين كارى را كه مى‏شد كرد، انجام مى‏دهد.
ثمره شهادت امام حسين‏عليه السلام آگاهى و بازگشت مردم به هويّت اصيل اسلامى و زدن داغ رسوايى كُشتن فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر پيشانى كريه حكومت يزيد است.
در شهادت حسينى، وظيفه اوليه اسلامى براى يارى دين خدا، شهادت است؛ در اين جا مجاهد فى‏سبيل‏الله با شهادت خود، دين خدا را يارى مى‏كند. شهادت عمار ياسر نيز از اين قبيل است؛ ليكن انعكاس شهادت اباعبدالله الحسين‏عليه السلام به دلايلى گسترده و خارج از ظرف زمان است.
در شهادت حسينى، شهيد با خوب مردن پيروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، با خوب كشتن. در شهادت حسينى، شهيد با شكست ظاهرى از دشمن پيروز مى‏شود و در شهادت حمزه‏اى، شهيد با پيروزى بر دشمن. در شهادت حسينى، وظيفه اوليه شهيد، شهادت است و در شهادت حمزه‏اى، وظيفه اوليه شهيد، مجاهدت و تلاش براى شكست دشمن است.

  

به اطلاع خانواده ها ی محترم شهدا میرساند در صورتی که مایل به درج زندگی نامه و وصیت

نامه ی شهیدشان در این سایت هستند، زندگی نامه و وصیت نامه را  همراه با یک عکس

(به صورت فایل بر روی یک دیسکت) به  شهرداری نقنه تحویل دهندو در اولین فرصت وصیت

نامه و  زندگی نامه در سایت به نمایش گذاشته خواهد شد .